سکانسی از سعید پیردوست که بعد از رفتنش دل همه را لرزاند

سعید پیردوست، بازیگر خاطرهساز سینما و تلویزیون، بامداد امروز ۱۶ دیماه و در روز تولدش، در ۸۵سالگی دار فانی را وداع گفت. ساعاتی پس از انتشار خبر درگذشت او، سکانسی از بازیاش در سریال «پاورچین» در فضای مجازی وایرال شد و موجی از احساس و خاطره را میان کاربران به راه انداخت.
درگذشت سعید پیردوست، یکی از چهرههای ماندگار سینما و تلویزیون ایران، بار دیگر نشان داد که برخی بازیگران حتی پس از رفتن نیز در حافظه جمعی مردم زنده میمانند. این بازیگر باسابقه که بامداد امروز، ۱۶ دیماه، درست در روز تولد ۸۵سالگیاش چشم از جهان فروبست، با نقشهای کوتاه اما تأثیرگذار خود، لبخندهای زیادی بر لب مخاطبان ایرانی نشاند.
پس از انتشار خبر درگذشت سعید پیردوست، کاربران شبکههای اجتماعی با انتشار و بازنشر سکانسی از سریال محبوب «پاورچین»، یاد او را گرامی داشتند. سکانسی ساده اما بهیادماندنی که بار دیگر یادآور سبک بازی خاص، لحن شیرین و حضور دلنشین او در قاب تلویزیون شد؛ حضوری که بدون اغراق و اغتشاش، مستقیم با دل مخاطب ارتباط برقرار میکرد.
«پاورچین» برای بسیاری از مخاطبان، نماد شبهای شاد تلویزیون در دهه هشتاد است و سعید پیردوست هرچند نقش اول این مجموعه نبود، اما با همان مدت حضور کوتاه، تصویری ماندگار از خود به جا گذاشت. شاید راز محبوبیت او دقیقاً همین بود؛ بازیگری که تلاش نمیکرد دیده شود، اما دیده میشد.
کاربران فضای مجازی در واکنش به این سکانس وایرالشده، از خندههایی نوشتند که با بازی سعید پیردوست تجربه کردهاند. بسیاری تأکید کردند که او از آن دسته بازیگرانی بود که نسلهای مختلف با آثارش خاطره دارند؛ از سینمای اجتماعی مسعود کیمیایی گرفته تا سریالهای کمدی مهران مدیری.
سعید پیردوست در طول سالهای فعالیت هنری خود، در آثار شاخصی همچون «گوزنها»، «دندان مار»، «قرمز»، «دستهای آلوده»، «خائنکشی» و مجموعههایی چون «پاورچین»، «نقطهچین»، «شبهای برره» و «مرد هزارچهره» ایفای نقش کرده بود؛ نقشهایی که هرکدام بخشی از تاریخ تصویری ایران را تشکیل میدهند.
درگذشت او در روز تولدش، برای بسیاری از کاربران رنگی نمادین یافت؛ گویی مردی که عمرش را وقف هنر و شادی مردم کرده بود، در روز آمدنش به جهان، آرام از صحنه خداحافظی کرد. سکانس وایرالشده «پاورچین» حالا دیگر فقط یک لحظه طنزآمیز نیست، بلکه به یادگاری احساسی از بازیگری تبدیل شده که لبخند را جدی میگرفت.
سعید پیردوست رفت، اما خندههایی که ساخت، هنوز میان قابها و حافظه مردم زنده است.